تاریخ انتشار : یکشنبه, 27 اسفند 1396 09:32. کارگردان مستند «پیرمرد و ودریا» که درباره ترجمه است،گفت:قصدم بیشتر ایجاد سوال بود تا خواباندن عطش تماشاگر. فیلم مستند «پیرمرد و ودریا»بر روی موضوع مهمی چون ترجمه دست گذاشته است. نظر به اهمیتی که ترجمه در پیشرفت دانش بشری، بالابردن سطح اگاهی و ایجاد ارتباط میان ملتها دارد،‌این فیلم مستند میتواند به برخی از سوالات دراین زمینه پاسخ بدهد. ناهید رضایی،کارگردان فیلم «پیرمرد و دریا » فارغ التحصیل رشته سینما از فرانسه ،‌سالها در سینمای مستند فعالیت میکند. ...

کارگردان «پیرمرد و دریا»: قصدم ایجاد سوال بود

تاریخ انتشار : یکشنبه, 27 اسفند 1396 09:32


 اخبارفرهنگی ,خبرهای فرهنگی ,مستند پیرمرد و دریا
کارگردان مستند «پیرمرد و ودریا» که درباره ترجمه است،گفت:قصدم بیشتر ایجاد سوال بود تا خواباندن عطش تماشاگر.

فیلم مستند «پیرمرد و ودریا»بر روی موضوع مهمی چون ترجمه دست گذاشته است. نظر به اهمیتی که ترجمه در پیشرفت دانش بشری، بالابردن سطح اگاهی و ایجاد ارتباط میان ملتها دارد،‌این فیلم مستند میتواند به برخی از سوالات دراین زمینه پاسخ بدهد.

 

ناهید رضایی،کارگردان فیلم «پیرمرد و دریا » فارغ التحصیل رشته سینما از فرانسه ،‌سالها در سینمای مستند فعالیت میکند. به بهانه اکران این فیلم در گروه «هنر و تجربه» در ادامه گفتوگوی ایسنا را با این کارگردان میخوانید:

 

- عنوان فیلمتان «پیرمرد و دریا» است که از نام کتابی به قلم ارنست همینگوی با ترجمه نجف دریابندری  برگرفته شده است. بااین نگاه که موضوع  فیلمتان درباره ترجمه است،آیا از نظر شما نجف دریابندری یکی از مهمترین مترجمان ایران محسوب میشود؟ اصلا دلیل انتخاب چنین اسمی چیست؟

 

فکر میکنم ما تنها کشوری هستیم که در آن مترجمها گاه از نویسندهها مهمتر هستند؛ یک دلیلش این است که در اینجا مترجمها مانند کشور گشایان عمل کردند. هر کدام رفتند و بخشی از جهان را برای ما به ارمغان آوردند. خب بله از نظر من بخشی که آقای دریابندری  برایمان به ارمغان آوردند بخش مهمی بود و ایشان یکی از بهترین مترجمهای ما هستند که در زمینههای مختلف کا�� کردند و تاثیرگذار بودند. اما دلیل انتخاب اسم فیلم فقط ایشان نبودند.«پیرمرد و دریا » را در نوجوانی خواندم و از همان زمان این مبارزه جانانه با دریا و زندگی جاری در آن ملکه ذهنم شد.نبردی که بزرگی و شکوهش حاصل نتیجهاش نیست. ترجمه هم برای من همان دریای عظیمی بود که در آخر کار دیدم در مقایسه با داشتههایش ره آورد من از آن شاید مشابه پیرمرد داستان همینگوی بود که استخوان آن ماهی بزرگ را به ساحل آورد و البته اشاره به مترجم محبوب خودم.

 

- اصولا به نظر شما مبحث ترجمه چقدر در ایران مهم و تاثیرگذار است که سراغ چنین موضوع در فیلمتان رفتید؟

 

همانطور که آقای آذرنوش در فیلم میگویند؛ ترجمه قدمت بسیار کهنی دارد و در طول تاریخ هم میبینیم که در دورههای مختلف تا چه اندازه توانسته در مسایل اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی زمینه ساز باشد. گذشته از متون ترجمه شده، نفس خود ترجمه و ترجمه مفاهیم و نهادهای گوناگون اجتماعی سیاسی هم بحث بسیار مهمیاند تا جایی که مثلا آقای مراد فرهادپور در مقدمه کتاب مهم شان «عقل افسرده » میگویند که ترجمه به معنای واقعی کلمه تنها شکل فکر کردن است. اما اینکه چرا من این موضوع را انتخاب کردم، دلایل گوناگون داشت.قبلا هم گفتم دوست مترجمی پیشنهاد ساخت فیلمی درباره ترجمه را داد و بعد هم در خودم سوالهای زیادی در این رابطه وجود داشت و احساس میکردم زندگی ما به قول صالح نجفی روز به روز بیشتر با این مقوله در هم میآمیزد. در شروع فیلم هم برخی از انگیزههایم را بازگو کردم و البته بیشتر از هر چیزکنجکاویهای خودم را دنبال کردم.

 

-  در این فیلم به دورههای مهم ترجمه در ایران اشاره شده  و همین طور به مباحث نظری ترجمه اما چرا به مباحث دیگر نپرداختید؟

 

درهر حال من باید انتخاب میکردم که در یک فیلم یک ساعته چه حجمی از موضوع را مطرح کنم.همان طور که گفتم در حوزه ترجمه مباحث جذاب زیادی مطرح است؛از تاریخچه بگیرید تا دورههای مختلف و مسائل تکنیکی و زبان شناختی و قوم شناختی و مسائل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و مذهبی و فلسفی فراوان. راجع به هر کدام از آنها هم میشود چندین و چند فیلم و سریال ساخت. من نهایتا و در وهله اول تصمیم گرفتم با کمی پرداختن به تاریخچه و دورههای مختلف آن در سرزمین خودمان مخاطب را درگیر این موضوع کنم و در وهله دوم با اشاره به برخی نکاتی که از منظر خودم جالب بودند آنها را ترغیب کنم به این مسائل فکر کنند.قصدم بیشتر ایجاد سوال بود تا خواباندن عطش پرسشگری.

 

 

- مترجمان زیادی در فیلم هستند و مترجمان زیاد دیگری غایب.انتخابهایتان بر چه اساسی صورت گرفت؟

 

در زمانی که مشغول ساخت فیلم بودم با هر کدام از دوستانم که صحبت میکردم، میگفتند این یا آن مترجم نیست در فیلمت؟ مگر ممکن است؟!بله بسیاری از مترجمین مهم و محبوب  من در فیلم نیستند. همین الان در یک فیلم یک ساعته ۱۷ نفر حضور دارند.اگر قرار بود فیلمی راجع به مترجمین بسازم این ایراد وارد بود اما این فیلمی درباره ترجمه است و اغلب کسانی که در فیلم صحبت میکنند بیشتر کتاب شناس و نظریه پرداز هستند تا مترجم و یا اینکه در حوزه خاصی مثل نظریه ترجمه یا فلسفه حرفهایی برای گفتن داشتند و یا مثل آقای انور یا آقای جعفری بزرگ حضورشان در دورهای و به جهتی خاص اهمیت داشته است. این را قبلا هم گفتم که در واقع کسانی که هستند و چیزهایی که در فیلم هست نمود بسیار کسان و چیزهایی است که در فیلم نیست و نمیتوانست باشد.

 

-  چگونه به این نوع روایت در فیلم رسیدید ؟

 

من فکر کردم بهترین راه ورود به موضوع و درگیر کردن مخاطب این است که به سراغ انگیزهها و علاقمندیهای خودم بروم.شکلی از روایت که در شروع کار پیش میرود و برای من کار بسیار سادهتری است.اما اگر قرار بود این روند را تا آخر ادامه دهم یعنی انتظاری که از جانب خیلیها مطرح شد دیگر نمیتوانستم از موضوعات جالب دیگری که در طی پژوهش برایم جالب شده بود حرف بزنم و مداخله مدام خودم را هم در هر موضوعی نمیپسندیدم.این بود که سعی کردم خودم را به روایت خاصی پای بند نکنم.روایت اول شخص، گفتگو، مصاحبه، راوی برای دورههای مختلف تاریخی، استفاده از فیلم و عکسهای آرشیوی،همه و همه از نظر من برای انتقال مفاهیمی که مورد نظر من بود و حجم بالایی از اطلاعات را به دوش می کشید لازم بود و میتوانست فیلم را از یکنواختی بیرون بیاورد و مخاطب را با خود همراه کند.

 

-  چگونه به تصاویر و مواد آرشیوی  از جمله کتابها دست یافتید؟

 

بسیار سخت.واقعا متاسفم که دسترسی به منابع در این کشور تا به این حد کار سختی است.در کتابخانه ملی که هیچ. آدم احساس میکند، کتابها را آنجا زندانی کردهاند. ملاقاتی هم آنقدر شرط و شروط دارد و وقت گیر است که کلا آدم نا امید میشود. من و دستیارم تقریبا به همه کتابخانههای مهم و معتبر سر کشیدیم و منابعی را جسته گریخته پیدا کردیم. شانس بزرگی آوردیم و کتابخانه دکتر «مجتبی مینوی» که خانه شخصی ایشان بود و کتابدار بسیار نازنینی هم آنجا حضور داشتند خیلی به ما کمک کردند برای فیلمبرداری از برخی کتابهای قدیمیتر. از آرشیو عکس کتاب های انتشارات امیر کبیر هم بسیار استفاده کردم و همینطور منابعی که در اینترنت پیدا میشد و همینطور کتابخانه شخصی افراد مختلف. کارم شده بود اسکن کتاب و عکس و اسناد.در مونتاژ اولیه هم بسیار زیاد از همه این عکسها استفاده کردم. اما بعد فکر کردم زیاد است و تمرکز و توجه را از حرفهای اصلی دور میکند که کمی با بیرحمی شماری از آنها را که گاه ساخت و سازهای خوبی هم داشت حذف کردم.

 

-  ساخت فیلم چه مدت طول کشید؟

 

از سال ۹۱ به طور جدی وارد مذاکره برای پیدا کردن تهیه کننده شدم و در گیر پژوهش و امکان اجرایی شدن.اما پروسه فیلمبرداری و تدوین حدود دوسال وقت برد.

 

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه